دلبستگي ايمن

دلبستگی ایمن:۱)

ما در مورد عشق و روابط، در دوران کودکی می آموزیم. به عنوان یک نوزاد و پس از آن کودک، دلبستگی هایی که ما با مراقبان اولیه خود شکل می دهیم، معمولا مادر به ما،در مورد عشق و روابط آموزش می دهند.

باحضور مادری که هشیار و نسبت به نیازهای ما حساس است و از طریق حرکات و کلمات به طور پیوسته و قابل اعتماد به ما پاسخ می دهد، یک کودک می آموزد که جهان یک مکان امن با افرادی است که از او مراقبت می کنند؛ این یادگیریها به عنوان الگوهای کارکردی ارتباطی در ناخودآگاه، بطور قابل ملاحظه ای در طول یک دوره عمر، ثابت باقی می مانند و درونی می شوند.

باورتون میشه یعنی شما توی دوسال اول زندگیتون مفهوم عشق رو تشکیل میدید و این تمام روابط اینده تونو رقم میزنه.

ولی اگر شما با این باور رشد کرده اید که برای یافتن عشق باید سختی بکشید و برای داشتن عشق لازم است بهای سنگینی بپردازید، گمان خواهید کرد رابطه ای که این ویژگیها را داشته باشد، به شما عشق می دهد. به طور مشابه، اگر با این باور بزرگ شوید که عشق انسانها را آسیب پذیر می کند و ماهیت عشق این است که اغلب صدمه می زند، احتمال بیشتری وجود دارد که بتوانید رفتار بد و آسیب رسان، توسط یک شریک را بپذیرید یا کلا سبک اجتناب رابرگزینید.اگر از مادر خود در دوران کودکی عشق و توجه کافی و به موقع را دریافت نکنید طبیعتا فکر خواهید کرد
که لیاقت تحسین شدن را ندارید و دوست داشتنی نیستید.

“افسوس که این مساله احتمالا شما را به سمت روابطی هدایت می کند که این باورهای قدیمی اشتباه مجددا ظاهر و تقویت شود.”

از طریق آگاهی یافتن از آنچه که در دوران کودکی آموخته اید، شما قادر خواهید بود از این ترن هوایی با مسیر پرپیچ و خم پیاده شوید! سبک دلبستگی امن می تواند از طریق کار با یک درمانگر یا از طریق داشتن یک رابطه نزدیک با یک فرد قابل اعتماد و ایمن حاصل شود. ما قادریم با کمک و حمایت، در همه تعاریف خود از عشق، تجدید نظر کنیم.

بهترین مسیر، درمان است، اما شما نیز می توانید در جهت کمک به خود تلاش کنید.

در پست های بعدی بیشتر سعی میکنم در موضوع دلبستگی ناایمن هم صحبت کنیم🌸