وسواس

وسواس
همه ی افراد ممکن است افکار وسواس مانندی داشته باشند، برای نمونه کنترل کنند که آیا اجاق گاز را خاموش کردند یا نه؟ اما اگر چنین وسواسی مانع زندگی عادی شما شود، بیماری شناخته میشود.
وسواس نوشخوار ذهنی است.
اغلب افراد مبتلا به وسواس دچار افسردگی هستند.
وسواس تکرار بی منطق است.
فرق وسواس فکری و عملی این است که در وسواس فکری نوشخوار ذهنی ولی در وسواس عملی تکرار کار مدام است.
در اینجور افراد نظم و چیدمان بسیار مهم است.
اغلب وسواس در جوانی خودش را نشان میدهد.
معمولا شخص مبتلا به وسواس از رفتار‌ خود آگاه است و میخواهد آن را ترک کند ولی به علت دلهره و‌ دیگر احساسات آزار دهنده که حاصل عدم اطاعت از “اجبار” است، در این کار موفق نمیشود.
زندگی کردن همزمان با داشتن وسواس فکری و وسواس عملی اختیاری نیست.
افکار و احساسات آزاردهنده از شخصیت فرد سرچشمه نمیگیرد بلکه نشان دهنده بیماری است.
ضروریست که خویشاوندان شخص مبتلا به اختلال وسواس او را گناهکار نشمارد چرا که اینکار اضطراب او را بیشتر میکند.
افراد مبتلا به وسواس به شدت به داشتن کنترل بر امور و روتین نیازمندند.
امری عادیست که فرد مبتلا از خودش و رفتار خودش شرمسار باشد و از این روز خود را منزوی می کند.
معالجه میتواند روان درمانی یا درمان بوسیله ی دارو و یا هردوی آن ها باشد.
تجربه نشان داده که رفتار درمانی شناختی نتایج خوبی میدهد و‌ اینگونه روان درمانی عبارت از این است که فرد مبتلا گام به گام با آن چه که آزاردهنده است روبرو شود و در برابر اعمال اجباری یعنی وسواس عملی ایستادگی کند تا با گذشت زمان اضطرابش کاهش یابد.
تمرینات آرام بخش و فعالیت فیزیکی نیز میتواند در این زمینه کمکی برای بهبود باشد.